راستی ریشه ی همه ی سختی های پیش روی ما احمدی نژاد است؟
تازگی ها هر پیش آمد بدی که می شه میفته گردن احمدی نژاد. از گرانی گرفته تا شکست روش های هسته ای. دارم فکر می کنم که احمدی نژاد واقعا می تونه اون همه تقصیر داشته باشه؟ خب برای من یک کمی سخته فراموش کردن این که تا همین یک سال پیش اون ها که هنوز پشت خاتمی بودن همه ی تقصیر ها و خرابی ها رو به گردن اون هایی می انداختند که نمی گذاشتند خاتمی کار کنه. این رو همه جا می شنیدی بدون این که بدونی این اون ها یی که همیشه جلوی همه چیز رو می گیرند کی هستند. یادمه که خود آقای رییس جمهور هم اومد و گفت که توی ایران رییس جمهور یک تدارکاتچی بیشتر نیست. و ما پذیرفتیم چون همیشه به آقای رییس جمهور باور داشتیم.
امروز رییس جمهور کس دیگه ای شده چون بیشتر مردم روز رای گیری باور داشتند که فرقی نمی کنه که کی بیاد و این ها همه سر و ته یک کرباس اند.
با این همه، امروز که همه چیز به هم ریخته و حساب و کتاب ها نادرست از آب در اومده و دوستانمون بهمون پشت کردن و همه ی دنیا در برابر ما ایستاده و توی کشور گرانی و سرما و بی کاری به مردم کم درآمد (که بیشتر مردم کشورمون رو در بر می گیره) فشار آورده، همه ی این ها به گردن یک نفر انداخته می شه و اون هم همون رییس جمهوره که یک تدارکات چی بیشتر نیست.
من فکر نمی کنم که دولت خوب کار کرده یا می دونسته که کار درست چیه و نکرده. تنها چیزی که از راه دور می تونم ببینم اینه که یک تدارکات چی هیچ کاره نمی تونه یک شبه همه کاره بشه. نمی تونم باور کنم که به این زودی همه چیز رو فراموش کردیم و به دنبال یک نفر گشتیم که همه چیز رو به گردنش بندازیم. دست کم نمی تونم فراموش کنم که رویکرد های هسته ای ایران از زمان اصلاحات تغییر کرد و آقای خاتمی بود که لاک و مهر مرکز هسته ای اصفهان روتوی آخرین ماه کارش برداشت وغنی سازی رو از سر گرفت. روزگار امروز ما نتیجه ی تلاش همه ی ماست. خوب یا بد همه ی ما درش سهم داشتیم. امروز هم بهتره که مردانه این رو بپذیریم و به فکر یک راهی باشیم که از این چاه بیرونمون بیاره بدون این که کسی کشته بشه و بدون این که ایران باز هم بیشتر تکه تکه بشه.