بایگانی

بایگانی برای ژوئن, 2007

داستان زوییکی

ژوئن 24, 2007 Amir 2 نظر

امروز داستانی درباره ی زوییکی شنیدم که خیلی جالب بود. فریتز زوییکی ستاره شناسی بود که در دهه ی ۳۰ برای نخستین بار به نیاز به بودن ماده ی تاریک پی برد. البته هنوز آن روزها نامی برایش نگذاشته بودند. زوییکی پیشنهاد کرده بود که اگر قوانین گرانش درست باشد جرم کهکشان ها باید ۱۰ تا ۱۰۰ برابر آن چیزی باشد که به چشم می آید. روشن است که وجود چیزی که تنها گرانش دارد و دیده نمی شود و تا کنون هم در هیچ آزمایشگاهی چیزی همانندش دیده نشده به هیچ روی خوشایند ستاره شناسان آن زمان نبود و واکنش شدیدشان را در پی داشت. واکنش شدید در جامعه ی علمی معمولا به معنی نادیده گرفتن است و این پیشنهاد زوییکی هم واقعا نادیده گرفته شد به طوری که تا ۴۰ سال پس از آن تعداد ارجاع ها به مقاله اش تنها ۷ ارجاع بود که نیمی از آن ها را هم خودش نوشته بود! آن سال ها کنفرانسی در سانتا باربارا  درباره ی دینامیک کهکشان ها برگزار شد یکی از اخترشناس هایی که آن روزها دفتر کارش کنار دفتر زوییکی بوده تعریف می کرد که یک روز صبح با صدای داد و بیداد زوییکی از دفترش بیرون آمده و دیده زوییکی از این که به کنفرانس سانتاباربارا خوانده نشده بسیار عصبانی شده و داد و هوار راه انداخته است. ولی آن روزها گذشت و ۴۰ سال پس از آن، بودن ماده ی تاریک پذیرفته شد. امروز آن مقاله ی فراموش شده ی زوییکی صدها ارجاع دارد و ماده ی تاریک در همه جای اخترفیزیک، کیهان شناسی و حتی فیزیک ذرات بنیادی دیده می شود. این برای من نمونه ی بسیار آموزنده ای از یک کار علمی خوب است که اگر هم هنگام نوشته شدن به چشم کسی نیاید، یک روز سرانجام دیده خواهد شد و قدر خواهد دید.۱

زوییکی

Categories: اخترفیزیک

!پیشنهادهای حقوق بشری من

ژوئن 19, 2007 Amir 1 comment

شنبه ی این هفته برای شنیدن سخنرانی هایی در باره ی نهادینه کردن حقوق بشر در ایران به واشنگتن رفتیم. راستش در راه سفر به ویرجینیا، یکی دو روزی پیش دوستانمان در بالتیمور ماندیم که خیلی خوش گذشت و پیشنهاد کردند که با هم برویم به شنیدن این سخنرانی ها و ما هم رفتیم. آن چه که دیدیم و از سخنرانان شنیدیم زیاد از آن چه که انتظارش را داشتیم دور نبود: بیشتر سخنرانی ها از زبان آن هایی بود که سال ها پیش – زمان انقلاب – از ایران رفته بودند و از آن چه می گفتند می شد فهمید که آشنایی چندانی با ایرانی که من می شناسم ندارند و گاهی آن قدر تند و با خشونت سخن می گفتند که سخت می شد باور کرد داوری هایشان بی طرف باشد. پیش از هر چیزی باید بگویم که از میان کارهایی که تا کنون کرده بودند، کمک به رساندن پول به زلزله زده های ایران برای من از همه باارزش تر بود. هم چنین تلاششان برای دور ماندن از بازی های سیاسی و پرهیز از استفاده از کارهایشان برای دشمنی با جمهوری اسلامی برای من بسیار قابل تقدیر بود. ولی در پایان برای من مانند روز روشن بود که کارشان به نتیجه ی دلخواهشان نخواهد رسید چون مردم ایران را نمی شناسند. من فکر می کنم که حقوق بشری پذیرفتنی برای ما آن است که خودمان به آن باور داشته باشیم. نمی شود از بیرون ایران یک کتابچه برای ایرانیان فرستاد با یک یادداشت که این چیزی است که این جا مردم به عنوان حقوق مسلم بشری می شناسند و شماهم باید پیرو همین قانون ها باشید. نمی توان فراموش کرد که ایرانیان مردم مذهبی ای هستند – خوشتان بیاید یا نه این گزینه ی درستی است – و نمی توان با گفتن این که در قرن ۲۱ ام این مسایل حل شده است چیزی خلاف آن چه که به نام دین به آن باور دارند را به آن ها تحمیل کرد. رویکرد پیشنهادی من برای آن ها که دلشان برای حقوق انسان در ایران می سوزد به طور مشخص این است:

یک – تلاش برای برطرف کردن مشکل دینی: بسیاری از ناهمخوانی های میان مذهب و حقوق بشر از آن جا می آید که قانون های دینی از سال ها پیش بازبینی نشده اند و از آن جا که قانون ایران بر مبنای قانون دین نوشته می شود این به روز نبودن قانون های دینی مانع بزرگی برای نوشتن قوانین نو می شوند. خوش بختانه در مذهب شیعه این امکان پیش بینی شده که در چنین شرایطی دانشمندان دینی که همان آخوندهایی هستند که همیشه از فعالیت های حقوق بشر کنار گذاشته می شوند قانون ها را بازنویسی کنند. تجربه ی سال ها نشان داده که اگراز این امکان درست استفاده شود نتایج بسیار خوبی به دست می آید. نمونه ی آن هم گفته های تازه ی آیت ا… صانعی و دیگران درباره ی پشتیبانی از یکی شدن حقوق زن ومرد مانند دیه و چیزهای دیگر است. برای رسیدن به چنین هدفی باید برنامه داشت. باید گروه های تخصصی ای داشت که دین را می فهمند و حقوق بلدند و می توانند به زبان دانشمندان دین حرف بزنند. این گروه ها باید چانه زنی کنند، بحث کنند و به آن ها که قانون دین را می نویسند شرایط جامعه را بفهمانند. این کار اگر درست انجام شود نخستین مانع که ناهمخوانی دین با حقوق بشر است تا اندازه ای حل می شود

دو – آگاهی دادن چهره به چهره: این روش همان است که کوشندگان حقوق زنان در پیش گرفته اند و اگر ادامه پیدا کندبسیار پیروزی بخش خواهد بود.این کارمردم را آکاه می کند و اگر مشکل ناهمخوانی با مذهب حل شده باشد جا انداختن چیزی را بسیار آسان تر می کند

سه – اصلاح قانون: این شاید آخرین قدم باشد. اگر مشکل ناهمخوانی با دین حل شده باشد و مردم هم با چیزی موافق باشند می شود قانونی را آسان تر تصویب کرد. برای پیروزی در این مرحله هم نیاز به گروه های حقوقی چانه زن که در آمریکا به آن ها لابی می گویند هست. گروه هایی که حقوق و قانون را خوب بدانند، احساساتی نشوند و به دور از سود شخصی و سیاسی شان به دنبال هدف های بشر دوستانه باشند. این گروه ها با نمایندکان مجلس و حتی شورای نگهبان دیدار می کنند و اصلاحات پیشنهادیشان را به آن ها می گویند و آن قدر پافشاری می کنند تا یا قانون تصویب شود با  بفهمند کجای کار ایراد دارد و تلاش کنند ایراد را برطرف کنند و با پیشنهاد بهتری به مجلس برگردند.

این ها پیشنهاد های من هستند. همه شان جای بحث دارند ولی دست کم به نظر خودم یک روش خودسازگار و شدنی است که نیاز به زمان زیاد، تلاش و بردباری چندین نفر دارد که از رسیدن به قدرت و وارد شدن به بازی سیاست چشم بپوشند و برای مردم میهنشان سال ها کار کنند

Categories: يادداشت ها

نخستین پرتو

هفته ای که گذشت برای ما هفته ی مهمی بود چون روزشنبه تلسکوپ کیهان شناسی آتاکاما به طور رسمی نخستین پرتوهایش را ثبت کرد. این تلسکوپ کار مشترک پرینستون، دانشگاه پنسیلوانیا و یو بی سی است که در سراتوکو ی شیلی نصب شده و قرار است که تابش زمینه کیهانی را با فن آوری جدیدی ثبت کند. این فن آوری شامل استفاده از ۳۰۰۰ سی سی دی برای تصویر برداری است که به ما اجازه می دهد تصویرهایی با نویز کم در زمان کوتاه از این تابش به جامانده از آغاز آفرینش تهیه کنیم. عکس زیر خود تلسکوپ را نشان می دهد. البته خود تلسکوپ میان سپری است دور تا دورش کشیده شده تا جلوی تابشی که از اطراف می آید را بگیرد. و در ضمن شکل این تلسکوپ با آن چه که معمولا از تلسکوپ می شناسیم فرق دارد چون این تلسکوپ در بازه ی ریزموج (مایکرو ویو) کار می کند. نخستین پرتوهایی که به تلسکوپ تابید، پرتوهای مشتری بود و عکسی که زیر این نوشته می بینید نخستین تصویری است که با این تلسکوپ گرفته شده. زمان نوردهی برای این عکس ۶۰ ثانیه بوده، در زمان گرفتن عکس ۷۱ ی از آشکارسازها کار می کرده اند و عکس در طول موج ۱۴۵ گیگاهرتز گرفته شده است. برای طراحی، ساخت و نصب این تلسکوپ سال ها کار سخت انجام شده و هنوز هم راه درازی تا استفاده از این دستگاه برای شناخت جهان پیش روی ماست.

تلسکوپ کیهان شناسی آتاکاما در شیلی

عکس از آدام هینکس

نخستین پرتو

نخستین تصویری که تلسکوپ کیهان شناسی آتاکاما گرفت: سیاره ی مشتری

Categories: اخترفیزیک

تنهاترین کشور

میان همه ی کارهایی که این روزها می کنم دیروز در یک کارگاه یک روزه ی آینده ی خاور میانه شرکت کردم. درباره ی هر کدام از کشورهای همسایه ی ما و اسراییل ۴۵  دقیقه سخنرانی می کردند و چند دقیقه هم به پرسش و پاسخ می گذشت که به اندازه ی خود سخنرانی جالب نبود چون همه ی شرکت کننده ها آمریکایی بودند و چیزهای بسیار پرتی می پرسیدند که سخنران بیچاره را سر در گم می کرد. در میان این سخنرانی ها از همه جالب تر برای من عربستان سعودی بود و نقشی که در تباهی عراق بازی می کند بدون آن که کسی به تلاش در نا امن کردن عراق متهمش کند. خلاصه ی ۴۵ دقیقه درباره ی عربستان این بود که اشغالگران عراق هر چند ممکن است از نظر سیاسی با عربستان به توافق برسند تا دست از ناامن کردن عراق بردارد، ولی از نظر مذهبی هرگز نخواهند توانست عربستان را از این کار باز بدارند. آن چه که من دستگیرم شد این بود که وهابی های عربستان برنامه ای برای عراق ندارند ولی از یک طرف قانون دینشان است که می گوید اگر سرزمین مسلمانان به دست کفار (نامسلمان) افتاد بر همه ی مسلمانان واجب است تا آن را باز پس بگیرند، و از همین جاست که مفتی های عربستان برای مردم انگیزه ی دینی می سازند تا با اشغالگران سرزمین های مسلمانان بجنگند و می بینیم با این که کشورهای حاشیه ی خلیج فارس ارتش درست و حسابی ندارند زیاد شنیده می شود که شورشی های سنی عراق از کشورهای عرب همسایه آمده اند یا وهابی ها به آن ها اسلحه و پول می رسانند. این ها ظاهرا همان مردمی هستند که برای جهاد با اشغالگران آمده اند. از طرف دیگر وهابی ها شیعه را یک دین باطل می شمارند. و حکومت شیعه و قدرت گرفتن شیعه در کشور همسایه شان را نمی توانند بپذیرند. این مشکل بسیار عمیق تر از آن است که به نظر می رسد تا جایی که کارشناس عربستان گفت که وهابی ها حاضرند با یهودی ها کنار بیایند و اگر منافع سیاسی آن ها در نظر گرفته شود با اسراییل صلح خواهند کرد چون دین یهود یک دین آسمانی است. ولی به دلایل مذهبی با شیعه ها هرگز کنار نخواهند آمد. بنابراین به تحریک شورشی های سنی ادامه خواهند داد و با پولی که دارند به سادگی در عراق جهنمی می سازند که نشانه هایش از همین حالا به چشم می آید. این سیاست به نظر می رسد که بسیار شبیه سیاست القاعده در خاور میانه باشد: تا جایی که می شود آتش جنگ های قومی و مذهبی را تند می کنند و انگشت اتهام را به سوی ایران می گیرند. بدین ترتیب آن طور که الزرقاوی -سرکرده ی القاعده در عراق که سال گذشته کشته شد – نوشته بود دو دشمن مسلمانان یعنی ایران و آمریکا با هم درگیر می شوند و هرکدام که شکست بخورد به سود مسلمانان خواهد بود و یکی از دو نیکی نصیبشان خواهد شد! جالب است که تا وقتی میان شیعه ها باشی عمق این نفرت را نمی بینی. برای شیعه ها سنی ها هم مسلمانند و تفاوت ها تنها بر سر جزییات پس از پیامبر است که پذیرفتن یا نپذیرفتنشان کسی را از اسلام خارج نمی کند. ولی برای سنی های افراطی شیعه ها اصلا مسلمان نیستند و اگر بناست کشوری با نام یک کشور قوی شیعه در منطقه باشد، بزرگانش باید این را بدانند. کهبه سادگی نخواهند توانست حمایت وهابی را به دست بیاورند. شاید تنها راه درست همان باشد که نیاکانمان رفتند و تلا ش کردندتا شیعه و سنی را به هم نزدیک کنند . به هر حال این گونه است که امروز که خطر جنگ و نابودی کشورمان را تهدید می کند به کشورهای عرب همسایه نمی شود چشمی داشت هر چند هیچ وقت نباید از بازی سیاست دست کشید ولی تصور این که برادران مسلمانمان به خاطر مسلمان بودن ما به ما کمک خواهند کرد خیلی تصور درستی به نظر نمی آید. شاید بشود گفت که حکومت شیعه در زمان بدی و در منطقه ی بدی از زمین خدا به وجود آمده و آن قدر دشمن مسلمان دارد که واقعا هیچ نیازی به دشمن تراشی با تلاش در پاک کردن کشور دیگری از روی نقشه نیست.۱

Categories: يادداشت ها