بایگانی

بایگانیِ اکتبر, 2007

چک واژه ای فارسی است

اکتبر 27, 2007 Amir 2 دیدگاه

این نوشته را در پاورقی «زروان – سنجش زمان در ایران باستان» گزارش فریدون جنیدی خواندم

چ«چک با فتح چ واژه ای ایرانی است به معنی برات، یا دستور کتبی. این واژه معرب گردید و به صورت صک در آمد و چک نویس صکاک گردید. همین واژه هنگامی که از اروپا به ایران برگشت صورت

چک cheque

را به خود گرفت در حالی که در اشعار همواره به صورت چک با فتح چ آمده است

بگویش که تا پیش رود ترک شما را فرستاد، بهرام چک (فردوسی)۱

هنوز نیز بازاری های قدیمی آن را با فتح چ تلفظ می کنند.»۱

زیر واژه ی چک در واژه نامه ی دهخدا هم چنین آمده است


قباله باشد. به تازي صک گويند. (فرهنگ اسدي چ اقبال ص 276). قباله و برات باشد. (فرهنگ اسدي حاشيه ص 276). برات وظيفه و مواجب و بيعانه و حجت و منشور و قباله خانه و باغ و امثال آن باشد و معرب آن صَک است . (برهان ). قباله را گويند.(جهانگيري ). برات و قباله خانه . (از انجمن آرا) (از آنندراج ). قباله و برات . (رشيدي ). برات و وظيفه و مواجب و حجت و منشور و بيعانه و قباله خانه و باغ وجز آن . (ناظم الاطباء). قبض و سند و حواله و خط. هر نوشته اي که بدهکار به طلبکار يا فروشنده به خريدار دهد. هر نوشته يا حواله يا خطي که بکسي دهند تا بموجب آن پول يا کالا و جز آن را از ديگري بگيرد. مطلق سند. صَک ّ. قبالة. قِطّ. (منتهي الارب ). بنچک . بنجاق: چون سال صد و نود اندر آمد هارون الرشيد حج کرد و امين و مامون را با خود ببرد و چون حج سپري کرد مردم موسم را گرد کرد و چک بنوشت يکي مامون را و يکي امين را بدانچه ايشان را نامزد کرده بود و خود با ايشان به خانه کعبه اندر شد و هر دو را سوگند دادو خلق هم به مزگت مکه اندر بودند بفرمود تا هر دو چک بر در کعبه بياويختند و چون همي خواستند آويخت از دست آنکه همي آويخت بيفتاد و مردمان بفال کردند و گفتنداينکار تمام نشود. (ترجمه طبري بلعمي ). و بفرمود فضل بن ربيع تا آن چک که هارون نوشته بود و به خانه کعبه آويخته بود بياوردند و بدريدند. (ترجمه طبري بلعمي ). پس قريش همه گرد آمدند و با هم بنشستند به گواهي همه مردها که هيچکس با بني هاشم سخن نگويد و اين چک را از خانه کعبه بياويختند، وهب بن منبه بيامد و آن چک از آنجا برگرفت و بدريد. (ترجمه طبري بلعمي ).




هم نگذرم سوي تو هم ننگرم سوي تو


دل ناورم سوي تواينک چک تبرا.


کسائي (از فرهنگ اسدي )۱.




ز هيتال تا پيش رود ترک

به بهرام بخشيد و بنوشت چک .

فردوسي




به قيصر سپارم همه يک به يک

ازين پس نوشته فرستيم و چک .

فردوسي




چو باشد مناره به بيش ترک

بزرگان به پيش من آرند چک .

فردوسي




آن بزرگان گر شوندي زنده در ايام او
چک دهندي پيش او بر بندگي و چا کري .

معزي .




تا لوح آسمان چک ارزاق خلق شد
تو خلق را بمردي مضمون آن چکي .

سوزني



ديريست تا رياست اصحاب را بحق
اندر کتابخانه اسلاف تست چک .

سوزني (از جهانگيري ).۱

ملک الموت مال و عيسي حال
بذل بسيار و حرص اندک تست
مشتري چک نويس قدر تو بس
که سعادت سجل آن چک تست .

خاقاني .

تا چک عافيت از حاکم جان بستانيد
خط بيزاري آسايش و خور بازدهيد.

خاقاني .

دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی

اکتبر 24, 2007 Amir 2 دیدگاه

این پنج روزه مهلت ایام آدمی/آزار مرمان نکند جز مغفلی

پیش آمدهای این روزها هیچ با عقل من جور در نمی آید. راستش قدرت پرستی را می فهمم، افزون خواهی و پول دوستی را درک می کنم. خودکامگی را خوب به یاد دارم. اما بد کردن به مردمی که هیچ تهدیدی برای حکومتت نیستند، با گذشتن از آسایش، جان و دارایی شان به قدرتت رسانده اند و در همه ی شرایط یاری ات داده اند را نمی فهمم. وقتی کسی را زندانی می کنند که می کوشیده تا خودش یا کسی جز آنان که قدرت در دست دارند را به قدرت برساند، با خودم می گویم جنگ قدرت است. وقتی کسی را که با یکی از مظاهر دین حکومتی مخالفت کرده دستگیر می کنند به خودم می گویم از پایه های قدرتشان نگهبانی می کنند. وقتی به آن ها که بیرون از خودشان ثروتمند شده اند برچسب ناروا می زنند و زندگیشان را تباه می کنند می گویم جنگ بر سر پول است. ولی وقتی بر سر بردبارترین مردم جهان می زنند و بی دلیل زندگی را بر آن ها که همه ی منابع طبیعی و انسانی کشورشان را در اختیار افزون خواهی های فرمانروایانشان سخت می گیرند، هیچ توجیهی برایش نمی یابم. نه می فهمم چرا کافه های کتاب را بستند، نه این که چرا پولی که باید صرف امنیت کشور شود (تا هر روز نشنویم که مسافران را دزدیدند) را خرج یافتن و دستگیر کردن آن ها می کنند که آن چه پوشیده اند کمی تنگ تر یا کوتاه تر از آن است که کسانی می خواهند. یا این که چه خواستی در پس آن است که باعث می شود مواد مخدر ساده تر و ارزان تر از قهوه در همه جای کشور یافت شود و نیروهایی که باید پاک سازی جامعه از این مواد را بر عهده داشته باشند، همه ی روزشان را صرف یافتن دست هایی می کنند که بدون خواندن خطبه ی عقد به هم داده شده تا بلایی بر سرشان بیاورند که از زندگیشان بیزار شوند. من نمی دانم خوبی چه بدی دارد که با مردمی این چنین پشتیبان فرمانروایشان جز بدی نمی کنند.اگر با همه ی دنیا به خاطر این که می خواهند حقتان را بخورند دشمنید، چرا با مردم خودتان بدی می کنید؟ باور ندارید که مملکت با ظلم نمی ماند؟ ای کاش به حقیقت پنهان در گفته های بزرگان ایمان داشتید و آن را تنها برای مسابقه ی حفظ حدیث نمی خواستید.  روزگار خوب یا بد می گذرد و مردم در همین سختی هم زندگیشان را می کنند. ولی در بهترین حالت، آن چه که از فرمانروای ستمگر مردم آزار می ماند نام بدیست که درس آیندگان خواهد شد.

Categories: يادداشت ها

مقاله نویسی: گزارش کار علمی یا تخم مرغ دوزرده؟

اکتبر 21, 2007 Amir 4 دیدگاه

امروز اطلاعیه ی برگزاری همایشی به این مضمون به دستم رسید:

کمیته ی علمی انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در کشور [...] به مناسبت ۱۶ آذر، روز دانشجو، همایش علمی برگزار می کند. برای مقاله های برگزیده جوایز نفیسی در نظر گرفته شده است. همچنین تمامی مقالات پذیرفته شده ، از رایزن محترم علمی جمهوری اسلامی ایران در [...] تقدیر نامه دریافت خواهند کرد!۱

 

اطلاعیه را با گونه های مشابهی که سراغ دارم مقایسه می کنم تا ببینم چه چیزی در این اطلاعیه با فراخوان های همایش های علمی ای که من می شناسم ناهمخوان و ناسازگار است. راستش هیچ چیز این نوشته ی دو خطی به فراخوان یک همایش علمی نمی آید و بیشتر شبیه مسابقه های همگانیست که برای جایزه می روی و دلت را خوش می کنی که اگر جایزه را نبری دست کم از میهمان ویژه ی مراسم دست خطی می گیری که به دیگران نشان دهی. وگرنه در همایش علمی که از کسانی که مقاله داده اند تقدیر نمی کنند! همایش علمی ای که درباره اش می نویسم حتی موضوع مشخصی ندارد و مقاله هایی که در آن پذیرفته می شوند داوری نمی شوند. گروهی از مردم درباره ی چیزی که دلشان می خواهد مقاله می نویسند و سپس گرد هم می آیند تا مقاله ی نوشته شده شان را برای دیگرانی که درباره ی موضوع دلپسندشان چیزی نوشته اند بخوانند. سپس بهترین این مقاله ها برگزیده می شوند و نویسندگانشان از دست یک مقام حکومتی جایزه می گیرند. روشن است که از آن جا که این همایش پشتیبان مالی ندارد، هزینه های برگزاری و خرید جایزه ها بر گردن دولت خواهد بود (اگر دید میهن دوستانه دارید بخوانید پول نفت ، اگر دید دینی را دوست تر می دارید بخوانید بیت المال مسلمین). این همایش حتی نام گروه داوران را مشخص نمی کند . بنابراین همایش در عمل این خواهد بود: کسانی درباره ی چیزهایی که دوست دارند می نویسند و سپس درباره اش سخنرانی می کنند. کسان دیگری بهترین این سخنرانی های علمی را بر می گزینند و به آن ها جایزه می دهند. هدف این همایش چیست؟ برهمکنش علمی دانش مندان ایرانی؟ این نمی تواند هدف باشد زیرا یک: برهمکنش علمی هنگامی معنی می یابد که شما با کسی که زبانش را می فهمید حرف بزنید. وقتی همه ی دانشمندان با هم در یک همایشی شرکت کنند آن همایش بیشتر شبیه به یک مهمانی علمی می شود. دوم این که من با محیط علمی کشوری که همایش در آن برگزار می شود آشنا هستم. دانش مند ایرانی در آن جا نیست. همه دانش جویانی هستند که بنای ماندن ندارند. همایشی علمی برای همه آن هم در سطح دانش جویان بیشتر به یک کار تبلیغاتی می ماند تا یک کار جدی علمی. هدف همایش می تواند آشنایی دانش جویان با هم باشد؟ این به نظر قابل دفاع می آید ولی آیا برای آشنایی دانش جویان با هم باید همایش علمی بی در و پیکر و بی هوده برگزار کرد؟ شاید این کار به نظر بیهوده نیاید و شاید تنها دلیل واکنش من به چنین همایشی این باشد که مانندش را دو سال پیش دیده ام و یک روز تمام سر همه ی سخنرانی ها بوده ام. سخنرانی هایی که مانند مجلس پُرسه صندلی هایش تنها به احترام سخنران پر می شد، بر خلاف سخنرانی های علمی دیگری که من سراغ دارم دوستان سخنران به احترامش سرپا می ایستاند و تشویقش می کردند، بچه ها همه جا بودند و در سالن سخنرانی به دنبال هم می دویدند. محیط بسیار خانوادگی و مهمانی وار و به دور از هر گونه برهمکنش علمی بود. پرسش هایی که از سخنران می شد هم در بسیاری از موارد تسویه حساب هایی شخصی بودند که واکنش شدید سخنران و دوستان و خانواده اش را در پی داشت. هدف دیگری که می شود برای این همایش در نظر گرفت خوش خدمتیست. در نظر بگیرید جایی را که دولت دانش جویان بورسیه اش را به آن جا می فرستد. دانش جویانی که با پول مردم ایران و پس از گذشتن از گزینش هایی که همه با آن آشنا هستیم برای درس خواندن به خارج می روند و پس از مدتی با کمترین تولید علمی به عنوان دکتر در رشته ی خودشان به ایران باز می گردند، ارتقا می گیرند و به کار گذشته شان ادامه می دهند. چنین کسانی نه در همایشی شرکت می کنند (چون چیزی در چنته ندارند که به دیگران بنمایند) نه مقاله ی قابل قبولی چاپ می کنند و از آن جا که امنیت شغلی تضمین شده ای دارند، به خودشان زحمت تن دادن به کار سخت علمی را هم نمی دهند ( البته برخی از آن ها واقعا زحمت می کشند و پایان نامه های خوبی هم می نویسند که فکر می کنم نیازی به توضیح نباشد که منظور من از این نوشته اصلا این دسته از دانشجویان نیستند). این است که دستگاه بسته ی دکترپرور فرامیهنی مان برپایی چنین همایش های علمی ساختگی ای را می طلبد. جایی که بدون داوری چیزی ارایه کنی و در فهرست کارهای علمی ات بگنجانی که مقاله دادم و در همایش علمی خارج از کشور شرکت کردم. دست خط کسی از دستگاه حکومتی هم پشتوانه ایست برای اطمینان خاطر و برای بستن دهان همکاران بدخواهی که در اعتبار همایش خودساخته تان شک می کنند…. دود این همایش ها در آینده ی بسیار نزدیک به چشم همه ی دانش جویان و دانش پیشگان خواهد رفت. درست است که آن ها که اعتبار علمی شان را این گونه به دست می آورند نه جای مرا تنگ کرده اند و نه نانم را آجر. ولی فکر می کنم نخست به عنوان یک دانش پیشه حق اعتراض صنفی به این کارها را دارم، سپس به عنوان یک شهروند حق دارم بپرسم چرا باید بودجه ی کمی که با سختی برای پژوهش در کشورم به دست می آید و باید خرج زیرساخت های علمی و سرمایه گزاری های پر بازده علمی شوداین گونه صرف بیمارتر ساختن جامعه ی علمی خارج رفته می شود. و در نهایت به عنوان عضوی از جامع ی اسلامی و برای امر به معروف و نهی از منکر بخواهم که بیت المال مسلمین را صرف ریخت و پاش های گروهی خاص نکنند.۱

Categories: يادداشت ها

دل خوشی ها کم نیست

اکتبر 16, 2007 Amir 4 دیدگاه

این که ما در ایران باستان جشن های فراوانی داشته ایم ولی در ایران امروز به سختی می توانیم چند جشن را حتی نام ببریم چیزی است که همیشه همه مان از آن شکایت می کنیم. امشب با ساناز داشتیم دنبال بهانه های ساده ای برای دلخوشی های ملی می گشتیم که دیدیم مناسبت هایی که می توانند جشن باشند کم نیستند. تقریبا هر ماه یک روز هست که به سادگی می توان آن را بهانه ی جشنی بزرگ کرد. بهانه های ملی ماه های سال این ها هستند: اول مهر: جشن آغاز پاییز و بازگشایی مدرسه ها. ۱۶ آذر: روز دانش جو که می تواند روز ملی دانش باشد و جشن های آشنایی با دانش برپا شود، شب اول دی: شب یلدا و جشن آغاز زمستان، ۲۲ بهمن: جشن استقلال، چهارشنبه ی آخر سال: جشن پایان سال و پایان زمستان، نوروز: جشن سال نو، ۱۳ فروردین: جشن طبیعت، ۱۲ اردیبهشت: روز معلم، ۳ خرداد: جشن آزاد سازی خرم شهر که می تواند به یک جشن ملی بزرگ تبدیل شود. برای تابستان مناسبت شادی پیدا نکردیم و همه ی مناسبت های هفت تیر، سی مرداد و هفده شهریور روزهای ناشادی بودند.

به جز این ها ساناز پیشنهاد کرد که می شود جشن های اسلامی را هم جشن گرفت(و تنها پایبند به بزرگداشت سوگواری ها نبود). این عیدهای اسلامی که در برگیرنده ی تولد پیامبر و ۱۲ امام و حضرت زهرا هستند، به اضافه ی عید فطر و غدیر و قربان و مبعث می شوند ۱۸ روز شادی. به آن ها اگر کریسمس را هم که همیشه با تماشای اسکروچ و کارتون های ویژه از کودکی برایمان روز شادی بوده بیفزاییم به طور میانگین می شود بیش از دو جشن در هر ماه!   می بینید؟ واقعا دلیلی ندارد که بنشینیم و از بخت بنالیم که ما در ایران جشن نداریم و همیشه در حال سوگواری هستیم. حالا این که در جشن هایمان چه کنیم خودش موضوع بسیار هیجان انگیزی است که هنوز درباره اش با هم تصمیم نگرفته ایم :) ۱

Categories: يادداشت ها

بر زمینت می زند نادان دوست

اکتبر 7, 2007 Amir 3 دیدگاه

اثبات حقانیت یک دین از راه نشان دادن همخوانی تازه ترین یافته های علمی با نوشته های کهن کتاب مقدس یا گفته های پیامبران از بدترین روش های تبلیغ دین است. حتی اگر فراموش کنیم که کتاب های مقدس هر دینی بنا بوده که راه خوشبختی را به مردم نشان دهند و حتی ادعای بیان روابط میان اجزای جهان خاکی را هم ندارند، باز هم گره زدن دین (که بناست بر پایه ی فطرت تغییر ناپذیر مردم باشد) با یافته های نوین علوم تجربی که به سرعت تغییر می کنند و اعتبارشان را از دست می دهند کار بسیار نادرستی است و آن ها که چنین می کنند دوستی شان به دوستی خاله خرسه می ماند. تازگی اخباری از این دست زیاد از ایران می شنوم برای نمونه خبر زیر را ببینید. اگر به همین روش پیش برویم دور نخواهد بود روزی که دانشمندانمان را به خاطر کار کردن روی نظریه هایی که با کتاب و سنت نمی خوانند زندانی خواهیم کرد. یادمان باشد که گالیله برای چه به مرگ تهدید شد….۱

شق القمر معجزه پیامبر اعظم (ص) با استناد به تحقیقات ناسا

 

نشست «شق القمر معجزه پیامبر اعظم (ص) با استناد به تحقیقات ناسا» به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت) در پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد.

به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، این نشست از سلسله نشست‌های بخش دانشگاهی ‌پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم است که به همت معاونت فرهنگی دانشگاه آزاد اسلامی (مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت) با سخنرانی دکتر «عبدالکریم بی‌آزار شیرازی» رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی» و با حضور دکتر سید «بابک فرزانه» رئیس مرکز پژوهش‌ها و فعالیت‌های قرآن و عترت دانشگاه آزاد اسلامی، در پانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم برگزار شد.

حجت الاسلام بی‌آزار شیرازی در این نشست ابتدا سخنانی درباره شق القمر معجزه پیامبر اکرم (ص) از طریق آیات و شواهد تاریخی بیان کرد سپس به بررسی این موضوع با یافته‌های فضانوردان سازمان ناسا پرداخت و اثبات کرد که این یافته‌های علمی در واقع سندی بر حقانیت این معجزه از سوی پیامبر اسلام (ص) است.

وی در ارتباط با اهمیت معجزه شق القمر گفت: این معجزه هم‌چون قرآن معجزه باقیه رسول اکرم (ص) است و کسانی که فعل «انشق» را در آیه «اقتربت الساعة و انشق القمر» مضارع لحاظ کرده‌اند و گفتند که این انشقاق مربوط به زمان ظهور حضرت است، اشتباه کرده‌اند بلکه این معجزه باقیه پیامبر اکرم (ص) است و می‌توان این مسأله را در یافته‌های دانشمندان غربی به طور وضوح یافت.

نویسنده تفسیر «کاشف» گفت: طبق مطالعاتی که بر روی تحقیقات سازمان ناسا در این رابطه انجام داده‌ام متوجه شده‌ام که آن‌ها سه نوع شکاف را در روی کره ماه شناسایی کرده‌اند؛ اول شکاف‌های دایره‌ای که توسط ریزش سنگ‌های آسمانی به وجود آمده است، دوم شکاف‌های مارپیچ و سوم شکاف‌های کمربندی، آن‌ها در بررسی این شکاف‌ها برای هر کدام از دو شکاف اولیه دلایلی را یافته‌اند اما در رابطه با شکاف کمربندی به پاسخی علمی دست نیافته‌اند؛ زیرا این امر معجزه و از امور خرق عادت است.

بی‌آزار شیرازی در پایان سخنان خود به اهمیت بالای آیات علمی در قرآن کریم اشاره کرد و گفت: آیات علمی قرآن علومی را به ما می‌دهند که بسیار کاربردی و جدید است ولی متأسفانه ما مسلمانان تنها یاد گرفته‌ایم این کتاب را روخوانی کنیم و آن را منبعی برای کسب ثواب برای خود قرار دهیم و این در صورتی است که جامعه غربی به نحو احسن از این آیات برای رسیدن به مسائل علمی استفاده می‌کند به شکلی که بسیاری از دانشمندان غربی با دیدن این آیات در قرآن کریم تلاش کرده و نظریه علمی خود را اثبات می‌کنند و این در واقع مصداق کلام رسول اکرم (ص) است که فرمودند: «مبادا دیگران در خواندن این کتاب (قرآن) بر شما سبقت بگیرند.


منبع: خبرگزاری قرآنی ایران

Categories: اخترفیزیک

دورویی

داشتم رادیو پیام گوش می دادم سهیل محمودی که مجری برنامه ی امشب بود یک جمله ی قشنگ گفت که نفهمیدم از کی بود:۱

هرگز از خود حرف نزدن نوعی دورویی است!۱

فکرش را که بکنید خیلی راست است چون همه ی ما همیشه تنها به فکر خودمان هستیم :) ۱

Categories: يادداشت ها