چک واژه ای فارسی است
این نوشته را در پاورقی «زروان – سنجش زمان در ایران باستان» گزارش فریدون جنیدی خواندم
چ«چک با فتح چ واژه ای ایرانی است به معنی برات، یا دستور کتبی. این واژه معرب گردید و به صورت صک در آمد و چک نویس صکاک گردید. همین واژه هنگامی که از اروپا به ایران برگشت صورت
چک cheque
را به خود گرفت در حالی که در اشعار همواره به صورت چک با فتح چ آمده است
بگویش که تا پیش رود ترک شما را فرستاد، بهرام چک (فردوسی)۱
هنوز نیز بازاری های قدیمی آن را با فتح چ تلفظ می کنند.»۱
زیر واژه ی چک در واژه نامه ی دهخدا هم چنین آمده است
قباله باشد. به تازي صک گويند. (فرهنگ اسدي چ اقبال ص 276). قباله و برات باشد. (فرهنگ اسدي حاشيه ص 276). برات وظيفه و مواجب و بيعانه و حجت و منشور و قباله خانه و باغ و امثال آن باشد و معرب آن صَک است . (برهان ). قباله را گويند.(جهانگيري ). برات و قباله خانه . (از انجمن آرا) (از آنندراج ). قباله و برات . (رشيدي ). برات و وظيفه و مواجب و حجت و منشور و بيعانه و قباله خانه و باغ وجز آن . (ناظم الاطباء). قبض و سند و حواله و خط. هر نوشته اي که بدهکار به طلبکار يا فروشنده به خريدار دهد. هر نوشته يا حواله يا خطي که بکسي دهند تا بموجب آن پول يا کالا و جز آن را از ديگري بگيرد. مطلق سند. صَک ّ. قبالة. قِطّ. (منتهي الارب ). بنچک . بنجاق: چون سال صد و نود اندر آمد هارون الرشيد حج کرد و امين و مامون را با خود ببرد و چون حج سپري کرد مردم موسم را گرد کرد و چک بنوشت يکي مامون را و يکي امين را بدانچه ايشان را نامزد کرده بود و خود با ايشان به خانه کعبه اندر شد و هر دو را سوگند دادو خلق هم به مزگت مکه اندر بودند بفرمود تا هر دو چک بر در کعبه بياويختند و چون همي خواستند آويخت از دست آنکه همي آويخت بيفتاد و مردمان بفال کردند و گفتنداينکار تمام نشود. (ترجمه طبري بلعمي ). و بفرمود فضل بن ربيع تا آن چک که هارون نوشته بود و به خانه کعبه آويخته بود بياوردند و بدريدند. (ترجمه طبري بلعمي ). پس قريش همه گرد آمدند و با هم بنشستند به گواهي همه مردها که هيچکس با بني هاشم سخن نگويد و اين چک را از خانه کعبه بياويختند، وهب بن منبه بيامد و آن چک از آنجا برگرفت و بدريد. (ترجمه طبري بلعمي ). هم نگذرم سوي تو هم ننگرم سوي تو دل ناورم سوي تواينک چک تبرا. کسائي (از فرهنگ اسدي )۱. ز هيتال تا پيش رود ترک به بهرام بخشيد و بنوشت چک . فردوسي به قيصر سپارم همه يک به يک ازين پس نوشته فرستيم و چک . فردوسي چو باشد مناره به بيش ترک بزرگان به پيش من آرند چک . فردوسي آن بزرگان گر شوندي زنده در ايام او چک دهندي پيش او بر بندگي و چا کري . معزي . تا لوح آسمان چک ارزاق خلق شد تو خلق را بمردي مضمون آن چکي . سوزني ديريست تا رياست اصحاب را بحق اندر کتابخانه اسلاف تست چک . سوزني (از جهانگيري ).۱ ملک الموت مال و عيسي حال خاقاني . تا چک عافيت از حاکم جان بستانيد خاقاني . |