بایگانی

بایگانیِ دسامبر, 2007

سفرنامه ی بمبیی

خاطره های بمبیی برای من و ساناز و تا جایی که می دانم برای بسیاری از ایرانی هایی که در شرایط ما به آن جا سفر کرده بودند خاطرات بسیار تلخ و آزاردهنده ای است. از وضعیت قطارها گرفته تا تلاش پایان ناپذیر هر جنبنده ای برای تیغ زدن و چاپیدن و برخوردهای بد کارمندان و کثیفی شهر وبیماری های درمان ناپذیر و چیزهای دیگر. امروز روایت دیگری از آن را خواندم. شنیده بودم برخی از بودن در این شهر لذت می برند ولی نمی دانستم چگونه. این نوشته گزارش بازدید بسیار کوتاه یک ایرانی پولدار است که در گرانترین هتل شهر زندگی کرده، در بهترین جا غذا خورده، با گرانترین قطار سفر کرده، با مردم شهر در واقع (تا جایی که ازاین قسمت از نوشته بر می آید) هیچ رابطه ای برقرار نکرده، هنگام راه رفتن به دور و برش نگاه نکرده (وگرنه نمی توانست چیزی درباره ی ایستگاه های قطار و خیابان های شهر ننویسد)، برای تمدید ویزایش به اداره ی پلیس نرفته و هیچ گاه هم سر و کارش به اداره ای در این شهر نیفتاده است! پیشنهاد می کنم سفرنامه را بخوانید و اگر توانستید حتما یک سر به آن جا بزنید تا ببینید چگونه می توان کلوخی را که حتی زحمت زراندود کردنش را به خودشان نداده اند با تبلیغات دروغین به جای شمش طلا به مردم غالب کرد

Categories: يادداشت ها

منت منه که طرفی از این برنبست یار

دسامبر 6, 2007 Amir ۱ دیدگاه

در زندگی واقعی – نه آن که در داستان ها میخوانیم – هر کس جایی زندگی می کند که می خواهد و خودش در زمانی که توانایی گزینش داشته برگزیده است. تا آن جا که من می دانم هیچ جایی نه برای زندگی ایده آل است نه برای کار کردن و درس خواندن. هر جا که باشی باید سختی بکشی . زندگی آسان و بی زحمت هیچ جا یافت نمی شود. ولی جالب است که هر که را می بینی می پندارد زندگی خودش سخت تر از دیگران است و برای همین استحقاق توجه و امتیاز بیشتری نسبت به دیگران دارد. امروزشکایت نامه ای از یک دانش جوی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف خواندم که با این که همیشه طرفدار حقوق گرفتن دانش جویان تحصیلات تکمیلی بوده ام، این جور خاص طلبکاری برایم بسیار جالب بود.افزون بر آن، تصور نویسنده ی نامه و حتی بسیاری از کسانی که برایش نظر داده اند از شرایط درس خواندن و کار در خارج از کشور و به خصوص در آمریکا بسیار دور از واقعیت است . از همه جالب تر منتی است که این دوستان ایران مانده بر سر کشور می گذارند که ما به خاطر آباد کردن ایران بود که در کشور ماندیم .  به نظر من این نوع نگاه ناشی از ندانستن است و با این که همچنان اعتقاد دارم دانش جویان دکتری ایران باید ماهیانه بگیرند و برای سفر و خریدن کتاب و رایانه پول داشته باشند،  واقعا فکر می کنم به دنبال دانش رفتن در غربت و تنهایی و بدون سر و صدا و منت بهتر از در کشور ماندنیست که نتیجه اش تنها فداکاری و طلبکاری باشد

Categories: يادداشت ها

ناممکن ها

دسامبر 1, 2007 Amir ۱ دیدگاه

دو چیز از توان فهم من بیرون است: بی نهایت و هیچ. از این دو، یکی فهم خدا را برایم ناممکن کرده و دیگری مرگ را

Categories: يادداشت ها