گواهینامه
ژانویه 24, 2008
5 دیدگاه
هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد. حتی عجیب ترین چیزها هم احتمال پیش آمدنشان صفر نیست، خیلی کم است. معنی چنین گزاره ای این است که اگر به اندازه ی کافی صبر کنی، هر پیش آمد نامحتملی هم سرانجام اتفاق خواهد افتاد. هرچه احتمال پیش آمدی کمتر باشد، زمان میانگینی که باید برای پیش آمدنش صبر کنی بیشتر است. به خاطر همین است که می گویند هر چیزی زمانی دارد و سر وقت خودش اتفاق می افتد. یکی از این چیزها گواهینامه گرفتن من بود! من که به خاطر شیفتگی ام به دوچرخه سواری هیچ گاه در ایران نیازی به آموختن رانندگی پیدا نکردم و بیرون از ایران هم آن قدر همیشه در ده یا شهرهای کوچک دور دنیا زندگی کردم که هیچ وقت سر و کارم به رانندگی نیفتاد، سرانجام به کمک ساناز دیروز توانستم گواهینامه ی رانندگی بگیرم. با این که امتحان رانندگی من در شهرک آزمایش برگزار می شد و آسان تر از خیابان های شهر بود، ولی همه ی موارد ممکن از من پرسیده شد. حتی دور دوفرمان در یک خیابان تنگ در حالی که میان دو ماشین پارک کرده بودم! خوبی اش این بود که در تمرین روزهای گذشته، ساناز همه ی چیزهایی که ممکن بود در امتحان بیاید را به من یاد داده بود و نکات خیلی ریز را هم با من زیاد تمرین کرده بود. این بود که خیلی زود از پس همه ی موارد برآمدم و یک گواهینامه گرفتم که با زرد درشت رویش نوشته شده نخستین گواهینامه ! حالا می توانم رانندگی کنم و احساس کنم که واقعا در آمریکا زندگی می کنم!!۱.
Categories: يادداشت ها