برخی چیزها را با پول نمی توان خرید، برای هر چیز دیگری در این جهان، مسترکارد به کار می آید
نمی دانم روش زندگی مردم این کشور بود یا بزرگ شدن خودم که به من نشان داد هر که باشی، آن چه که در زندگی روزمره در این دنیای پیچیده به چشم می آید و جایگاهت را در جامعه نشان می دهد، مالیست که از این دنیا اندوخته ای. هر چند دیر، ولی سرانجام آموختم که بسیاری از چیزها را با پول می توان به دست آورد و کم کم دانستم که چرا جوانان این کشور انتخاب بدیهی شان شغل هایی با درآمد زیاد است نه دانشمند شدن و به دنبال سختی خودخواسته رفتن. با این همه هنوز هم می بینم که دوست را با پول نمی توانی بیابی. دوستی های خوب درست زمانی به وجود می آیند که سخت ترین روزهای زندگیت را می گذرانی. نمی دانم چرا. ولی راست است. و دوستی های خوب همیشه بدون آن که بدانی پیدا می شوند و رشد می کنند. سال ها می گذرد تا دوستی تان پا بگیرد و به قول سعدی به روزگاران مهری به دل می نشیند. ولی تا می خواهی به داشتن دوستان خوب دل خوش کنی، روزگار می گذرد و هر کدامتان به یک گوشه از جهان کوچ می کنید. باز روز از نو و روزی از نو. می گردی و می یابی و می گذاری و می روی. کوچیدن با آن که همه چیزش خوب است، این بدی را دارد که هر بار باید بکنی و بروی در یک جامعه ی نوی ناشناخته از نو سرمایه گزاری کنی از صفر. و زندگی امروزی هم جز این اجازه ات نمی دهد. شاید بزرگترین خوبی ای که خداحافظی کردن دارد این باشد که می فهمی هر کدام از کسانی که هر روز در کنارشان زندگی کرده ای و دوستانت چه قدر برایت ارزش دارند. و اگر باز بتوانی از نو ببینی شان قدرشان را بیشتر خواهی دانست