خانه > يادداشت ها > درد مشترک

درد مشترک

برخی ها خصلت و خصوصیت‌های نابی دارند که من یکی از آن بی‌بهره مانده‌ام. نمونه‌اش این است که گاهی ساعت‌ها با دوستی حرف می‌زنی و فکر می‌کنی صمیمیت عمیقی بین شما جریان دارد و تو برنامه‌های سه سال آینده‌ات را هم از سیر تا پیاز بازگو می‌کنی اما ناگهان دو یا سه روز دیگر باخبر می‌شوی که همان دوست … یک کار مثلا خیلی مهم انجام داده است و تو تازه می‌فهمی که در تمام آن یک ساعت حرف هیچ اشاره‌ای به این موضوع نشده بود. خلاصه من از آن دسته‌‌ آدم‌هایی هستم که وقتی کسی از من می‌پرسد “خب، چه خبر” موضوع را جدی می‌گیرم و می‌نشینم توضیح می‌دهم راستی راستی چه خبر است .

از نوشته ی مسیح عالی نژاد
Categories: يادداشت ها
  1. Ng
    مارس 28, 2009 در t 5:59 ق.ظ | #1

    اول نفهمیدم تمبره… چه خوشگل بود :)
    هشت ریال!!!!!

    سال نو شما هم مبارک :)

  1. هنوز دنبالکی دریافت نشده.